در آب عکسی از رخ مهتاب دیده ام
دوری ولی درون دلم نقش بسته ای
حمید خان محمدی
خبری شد که همه غرق تحیُّر ماندند
آسمان گریه و ما خسته از این کج فکری
تنهایی ام نگارش تصویر خانه شد
ای کاش لحظه ای بنشینی مقابلم
عشق باعث شد که عاجز باشم از صبر فراق
کاش یک دریا ببینم چشم پر مهر تو را
اَلِفِ قامتِ مادر شده دال از غصه
بسکه در چشم پدر غربت و غم می بیند