امشب کبوتر حرمت غرق ماتم است
سرهای زائران تو بر زانوی غم است
هر که به نام فاطمه نامش نهاده شد
سنگ علی(ع) به سینه زد و عمر او کم است
حور و ملک به غربت تو گریه می کنند
بزم عزا و ماتم تو، عرش اعظم است
شیرین شده ست آب قم از خاک مقدمت
گویا که در حیاط حرم چاه زمزم است
مهمان سفره ی کرمت گبر و مومن است
خوب و بد از نگاه کریمانه، در هم است
بانوی بی نشان علی(ع) بی حرم، ولی
نور مناره های تو بر شیعه مرهم است
حمید خان محمدی